تاکیداتی برای توسعه پژوهشهای اسنادی در ایران

نویسنده

دکترای تاریخ محلی و مدیر اسناد و مطبوعات سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی


برآیندی از بررسی پژوهشهای اسنادی در تاریخ معاصر بیانگر آن است که استفاده از اسناد به عنوان یک منبع قابل استفاده در پژوهشهای تاریخی به اواخر قاجاریه برمی‌گردد. در واقع  استفاده از اسناد به تاریخ نگاری نوین در ایران در اواخر قاجاریه گره خورده است. بعد ازیک قرن تجربه در زمینه اسناد به نظر می‌رسد که هنوز سوالات جدی در این زمینه وجود دارد. پژوهشهای اسنادی انجام شده تا چه اندازه ای متناسب با نیازها و شرایط روز می باشد؟ آیا افزایش تعداد مراکز آرشیوی و به تبع آن زیاد شدن اسناد و دسترس پذیر شدن آن ها در نوع و محتوای پژوهش های اسنادی تاثیرگذاشته است؟ افزایش تعداد فارغ التحصیلان رشته تاریخ در مقاطع بالای تحصیلی چه تاثیری بر پژوهشهای اسنادی داشته است؟

بررسی تالیفات اسنادی در تاریخ معاصر بیانگر آن است که تعداد، تنوع ومحتوای آن ها با توجه به افزایش تعداد در دسترس همخوانی نداشته و پژوهشهای دانش مداری که خوانشی جدید از محتوای اسناد برای جامعه خوانندگان به همراه داشته باشد کمتر انجام شده است. در این میان بعضا تحقیقاتی به عنوان مبنا مورد توجه قرار می گیرند که مربوط به چند دهه قبل بوده و با استفاده از پتانسیل اسناد موجود در آن زمان نگارش یافته‌اند. جالب آن که بعد از  نیم قرن هنوز علی رغم همه پیشرفت‌های صورت پذیرفته در حوزه پژوهش‌های اسنادی، کتاب‌هایی مانند "مقدمه‌ای بر شناخت اسناد تاریخی" و "مالک و زارع" کمتر تالیف شده است. علاوه بر ضعف در زمینه مبانی، در استفاده از اسناد و چگونگی پژوهش بر روی آن‌ها، کتاب‌های کمی نگارش یافته و عملا برای علاقمندان به سند، کتاب‌های آموزشی که بتوانند نحوه استفاده از آنها را آموزش دهند وجود ندارد. به نظر می رسد در زمینه ضعف در هردو حوزه، یعنی مبانی و آموزش سهم دانشگاهها و مراکز آرشیوی به یک اندازه باشد. در دانشگاهها ارائه آموزش‌های آکادمیک بسیار کم بوده و فارغ التحصیلان نقش اندکی در پژوهش‌های اسنادی دارند. در کنار آن، مراکز آرشیوی نیز به امر آموزش و شناخت اسناد عنایت چندانی ندارند و عمده توجه خود را صرف آماده سازی و اطلاع رسانی منابع آرشیوی می نمایند. بررسی تعداد پژوهش‌های اسنادی در برابر تحقیقات تاریخی نشان می دهد که هرچند استفاده از اسناد به عنوان یک منبع مکمل برای تبیین حوادث تاریخی امری معمول و پذیرفته شده است اما با توجه به تنوع منابع آرشیوی و ارتباط آن با  ارکان مختلف اجتماعی، سهم اسناد در تحقیقات اندک وغیر قابل قبول است و برای گسترش آن باید گام های اساسی در زمینه های زیر برداشته شود:

1-    مطالعات میان رشته‌ای در تحقیقات اسنادی تقویت شود و نگاه های جدید در استفاده از اسناد لحاظ گردد. ماهیت متنوع اسناد می تواند ارتباط سندپژوهان و مراکز آرشیوی را با سائر حوزه های پژوهشی مانند علوم اجتماعی، مردم شناسی، باستان شناسی و حقوق را  فراهم و زمینه های کاربردی آن‌ها را تقویت نماید.

2-    هر چند آرشیوها در چشم اندازهای کاری کمتر به مساله آموزش می پردازند اما در ایران به دلیل ضعف دانشگاهها در آموزش‌های آکادمیک در حوزه سندشناسی و سندپژوهی، ارائه دوره های آموزشی کوتاه مدت باید مد نظر قرار گیرد.

3-    سهم اسناد مردمی مانند قباله نامه‌ها، مبایعه نامه‌ها، اسناد خانوادگی به دلیل ارتباط بیشتر با مخاطبان باید در اولویت پژوهش‌های آرشیوی  و حتی آموزشی قرار گیرد. این کار ظرفیت آرشیوها را برای جذب مخاطبان تا حد زیادی افزایش می دهد.

4-    ارتباط بیشتر بین دانشگاهها و مراکز آرشیوی همراه با ارائه دوره های مشترک آموزشی برای تلفیق تجربه و آموزش علمی می تواند زمینه گسترده‌تر شدن پژوهش‌های اسنادی را فراهم سازد.