درآمدی بر تعیین اصالت در عکس های تاریخی

نویسندگان

1 عضو حقیقی کمیته ملی حافظه جهانی ایران

2 کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش­ شناسی

چکیده

هدف از این مقاله بررسی اصالت عکس‌های تاریخی ایران از منظر برنامة حافظة جهانی است. اصالت، یکی از دو ویژگی ضروری میراث مستندی است که برای ثبت در فهرست حافظة جهانی یونسکو نامزد می‌شود. برای ارزیابی اصالت و اعتبار هر اثر، به تناسب نوع آن مولفه‌هایی جستجو می‌گردد. بدیهی است بدون احراز این ویژگی، نامزد مورد نظر از مرحلة ارزیابی خارج خواهد ‌شد. بدین جهت نخستین گام برای برگزیدن هر اثر، اطمینان یافتن از اصالت آن است. در این مقاله چگونگی تشخیصِ اصالت عکس‌های دورة قاجار ایران یا به عبارتی شناسایی مولفه‌ های اصالت عکس‌های تاریخی بررسی می‌شود و در نهایت به تبیین مؤلفه‌های مزبور منجر می‌‌گردد. این مولفه ‌ها  با روش تحقیق سندپژوهی، مصاحبه و به کمک فن دلفی حاصل شده و مبتنی بر شناخت ویژگی‌های مرتبط با اصالت و اعتبار عکس‌های تاریخی ایران است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

پیدایش عکاسی درایران و رواج روش­های گوناگون این فن با اختلاف کمتر از سه سال از آغاز عکاسی در جهان روی داده است و تقریباً پیشینه­ ای همپای ظهور این پدیده در جهان دارد. نخستین عکس­ها در ایران، به شیوه داگرئوتیپ[3] و در سال 1258ق/ 1842م در دورة پادشاهی محمد شاه قاجار در کاخ سلطنتی از شاه و درباریان او توسط پاولوف روسی تهیه شده است (طهماسب پور،1389، ص17)  خلیل‌خان ثقفی اعلم‌الدوله، برداشتن نخستین عکس در ایران را به ژول ریشار[4] نسبت داده است. ناصرالدین شاه، پس از رسیدن به سلطنت، با علاقة وافری که به عکاسی داشت، باعث رشد و ترقی این فن در ایران شد و بسیاری از عکس‌های آلبوم‌خانة کاخ گلستان، به دست ناصرالدین شاه گرفته شده است. درکتابخانةمدرسة سپهسالار (مدرسة عالی شهید مطهری) نسخه‌ای خطی باعنوان"فتوگرافی" به شمارة 28411 وجود دارد که در آن دربارة تالبوتیپ[5] (نگاتیو کاغذی) بحث شده است و تاریخ نگارش آن به ‌قبل از 1270/ 1853 می‌رسد. اگرچه از نویسندة این اثر نشانی در دست نیست، اما نمی‌توان آن را با وجود پدیدة عکاسی در دربار ناصرالدین‌شاه بی‌ارتباط دانست. عکس‌های مربوط به اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه که می‌توان آن­ها را حاصل روش نگاتیو کاغذی (تالبوتیپ) دانست، از جمله در آلبوم شمارة 310 آلبوم‌خانة کاخ گلستان، دیده می‌شود. با ورود فرانسیس کارلیان[6] عکاس فرانسوی در 1275/1858، شاه یکی از ساختمان‌های کاخ گلستان را به عکاس‌خانه اختصاص داد و این‌گونه بنای عکاس‌خانة همایونی که بعدها نام آن در آلبوم‌های سلطنتی دیده می‌شود، گذاشته شد. کارلیان که به روش کولودیون مرطوب[7] عکاسی می‌کرد و عکس‌هایی از او در آلبوم‌خانه کاخ گلستان وجود دارد، آموزش عکاسی در مدرسة دارالفنون را نیز عهده‌دار شد.وی همچنین فن عکاسی را به آقارضا عکاس‌باشی، نخستین عکاس حرفه‌ای ایرانی آموخت. نخستین مجموعة عکس موجود که می‌توان به آن گزارش تصویری نام داد، مجموعه عکس‌هایی است که در 1274ق توسط افسری ایتالیایی به‌نام لوئیجی پشه[8] از بناهای تخت جمشید و پاسارگاد گرفته شده است. وی که معلم پیاده نظام ارتش ایران بود، تصاویر خود را در آلبومی به ناصرالدین‌شاه هدیه کرده است(عمرانی، 1385، ص 1172). فن عکاسی در ابتدا منحصراً در خدمت دربار، شاهزادگان و ثروتمندان بود تا به هر مناسبتی عکسی به یادگار بگیرند ولی عموم مردم کمتر می­توانستند به میل خود از این پدیدة نوظهور بهره‌مند شوند. تا مدت­ها و دست‌کم تا سال 1285/1868 یعنی نزدیک به سه دهه پس از آغاز عکاسی در ایران که نخستین عکاس‌خانة عمومی در تهران به دستور ناصرالدین شاه گشایش یافت، امکان حضور مردم به صورت گسترده در مقابل دستگاه عکس‌برداری فراهم نبود. با توجه و علاقة شاه به عکاسی، زمینه برای گشایش عکاس‌خانه­های عمومی در تهران و دیگر شهرهای ایران فراهم شد (طهماسب­پور، 1389، ص 114). با تأسیس عکاس‌خانه‌های عمومی، عکاسی که از دربار شروع شده بود به شهرهای بزرگ و سپس به کوچه و بازار و بین مردم عادی کشیده شد. این امر در پیشرفت هرچه سریع‌تر عکاسی در ایران بسیار مؤثر افتاد. با طلوع مشروطیت، تمایل مردم به مشاهدة چهرة رهبران خود موجب رواج این‌گونه عکس‌ها شد. به‌تدریج ثبت چهره‌های معروف گسترش یافت و با به تصویرکشیدن رخدادها و تحولات مختلف در ایران، سوژه‌های اجتماعی موضوع عکاسی قرار گرفت. در سال‌های آغازین سدة 14شمسی به علت ورود فنآوری و تغییر مواد اولیة عکاسی، دوربین­ها کوچک‌تر و حساس‌تر شد.عکس­ها نیز دچار تغییر کیفی گردید و در مجموع امکانات بهتری برای عکاسی فراهم آمد. از سال­های پر مخاطرة جنگ جهانی دوم، تصاویری به صورت عکس و فیلم باقی مانده است که بیشتر به دست غیر ایرانی‌ها تهیه شده­اند. در فاصلة زمانی 1327 تا 1332 مصادف با دوران وزارت دکتر مصدق و جریان‌های ملی شدن صنعت نفت و پس از آن کودتای 28 مرداد، عکاسی رونق یافت و از حوادث آن روزگار عکس­هایی تهیه شد (تاسک، 1388، ص36-45). توجه به عکاسی به عنوان هنر و ابزار بیان هنری به صورتی مستقل، با حرکت­های مختصری در اوایل دهة 40 و کمی گسترده­تر در دهة 50 آغاز شد. در این زمان اولین نمایشگاه­های عکس برپا شد و نخستین هنرمندان عکاس به قدرت بیان هنری این پدیده پرداختند. با اوج گرفتن مبارزة گستردة مردم بر علیه رژیم شاه، تعداد دوربین­هایی که به سمت حوادث ناشی از این رخداد نشانه می­رفت بیشتر و بیشتر شد. بارزترین ویژگی این پدیده، یعنی ثبت رویدادها در کوتاه­ترین لحظه، سرچشمة اصلی توسعة کاربرد دوربین عکاسی بود. از سویی عکاسان حرفه­ای و از سوی دیگر آماتورها هریک با انگیزه­های گوناگون به عکس­برداری پرداختند. تعداد عکس‌های این دوران در تاریخ عکاسی ایران بی­سابقه است. عکس­های خیره‌کننده و تکان‌دهنده‌ای که تنها به دلیل حضور در صحنه کارزار و آشنایی مختصری با دوربین عکاسی گرفته شده‌اند (پورتر، 1365، ص 7). بعد از انقلاب و شروع جنگ، عکاسی وجهه­ای بین­المللی یافت. عکاسی در این دوره به دلیل ماهیت جنگ چیزی فراتر از خبر بود. در این سال­ها جاذبة عکاسی زنده و نیاز جامعه به تماس مداوم با واقعیت، علاقمندان زیادی را به سمت عکاسی کشاند (تاسک، 1388، ص 51).

در میان مهم‌ترین مجموعه‌ها و آرشیوهای عکس‌های تاریخی ایران، باید از مجموعة آلبوم‌خانة کاخ گلستان، مجموعة عکس‌های کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران و مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر ایران نام برد.

به جرأت می‌توان گفت مجموعةکامل تصاویر ایران از اولین عکس‌های موجود در کاخ گلستان تا مجموعه‌های معاصر، به ویژه تصاویری که حافظة تاریخی و  تاریخ مستند کشور به شمار می‌رود، آرشیو بزرگ و غنی و بی­همتایی است که از لحاظ کمیت و کیفیت هم‌تراز آرشیوهای بزرگ عکس در جهان است. این درحالی است که هزاران هزارعکس تاریخی درگوشه وکنار کشور از تهران تا بوشهر، ازمشهد تا تبریز پراکنده است و در بیشتر موارد در شرایط نامناسبی نگهداری می‌شود. هر روز شماری از آن‌ها بر روی شیشه­های عکاس‌خانه­های قدیمی یا در مخزن‌ها و انبارهای متروک و تعدادی نیز در آلبوم­های کهنه و قدیمی خانوادگی از میان می‌رود. از این همه تا کنون مجموعه‌های محدودی شناسایی و معرفی شده و از آن میان تعداد معدودی به چاپ رسیده است. اما درمجموع عکس‌های تاریخی ایران، جایگاه خود را درتحقیقات فرهنگی، اجتماعی و ایران شناسی احراز نکرده است. چنان که برخی بر این باورند که عکس­های تاریخی و اجتماعی ایران گنجینه­­هایی است درحال پوسیدن (معتضد، 1372).

مرور کوتاهی بر پیشینه و سیر تحول عکاسی در ایران و یادآوری ارزش و اهمیت عکس‌های تاریخی ایران، ضرورت انجام پژوهش­های دامنه­داری را برای شناخت جنبه­های مختلف مجموعه­ ها و آرشیوهای عکس­های تاریخی در ایران آشکار می‌سازد. لیکن هدف مقالة حاضر تنها بررسی اصالت عکس­های دورة قاجار ایران از منظر برنامة حافظة جهانی است. مراد از اصالت میراث مستند در این برنامه، درستی و معتبر بودن آن اثر است و عوامل اصالت و اعتبار، شواهدی است که درستی هویت اثر را تضمین و خدشه و جعل در آن را منتفی می‌سازد.

 

معیارهای انتخاب میراث مستند در برنامه حافظه جهانی

در برنامه حافظه جهانی میراث مستند بر اساس معیارهای مطلق و معیارهای نسبی ارزیابی می شوند که آنها خود نیز دارای معبارهای فرعی­تری هستند. معیار مطلق شامل دو دسته1.معیار اصالت[9] و2.معیار اهمیت جهانی، منحصربه فرد بودن و غیرقابل جایگزین بودن[10] می باشد. در این مقاله معیار اصالت عکس­های تاریخی دوره قاجار مورد پرسش و بررسی قرار گرفته است.

سوال پژوهش: مهم­ترین مؤلفه­ های معیار اصالت عکس­های تاریخی برای ثبت در برنامه حافظه جهانی چیست؟

روش پژوهش: این مولفه­ ها با روش تحقیق سندپژوهی، مصاحبه و به کمک فن دلفی حاصل شده و مبتنی بر شناخت ویژگی­های مرتبط با اصالت و اعتبار عکس­های تاریخی ایران است.

در این مقاله ابتدا به ویژگی­های اصالت عکس­های تاریخی که به روش سند پژوهشی و مطالعه منابع به دست آمده پرداخته شده است. سپس در یک جدول مولفه­های حاصل از روش دلفی ارائه و برای توضیح بیشتر درباره برخی از مولفه‌های به دست آمده، مطالبی مبتنی بر منابع کتابخانه­ای و مصاحبه ذکر گردیده است.

 

مروری بر ویژگی‌های نخستین عکس­ها

اصالت یک عکس تاریخی با بررسی سندیت عکس با توجه به شیوه­ های عکاسی آغاز می‌شود. زیرا همان‌طور که ذکر شد عکاسی در ایران با روش داگرئوتیپ شروع شد و چاپ کاغذی تالبوتیپ و چاپ روی کاغذهای آلبومینه و شیشه­ های کولودیونه، فنآوری­های پس از آن بود. در عکس، بر اساس نوع کاغذ و در شیشه، نوع لایة ژلاتینی روی شیشه اصالت اثر را مشخص می­کند. در عکس­هایی که به روش داگرئوتیپ تهیه شده‌اند از آنجا که تصویر بر روی صفحه مسی تهیه می‌شد خود نسخه ای منحصر به فرد به شمار می‌رود. چرا که در این روش تنها یک نسخة پوزیتیو یا مثبت به عنوان عکس دائمی از سوژه ثبت می‌شد و حاصل کار در هر نوبت عکاسی تنها یک تصویر بر یک لوح سیم‌اندود بود که قابل تکثیر نبود. غیر از این روش، در روش­های بعد از آن مانند تالبوتیپ، عکس­های چاپ شده و نگاتیو هر دو کاغذی بودند و سپس در دورة ناصری شیشه کولودیونة­ مرطوب و کاغذ آلبومینه به کار می‌رفت. تالبوتیپ بر داگرئوتیپ مزیتی داشت، اجازه می­داد که از یک نگاتیو، نمونه­های متعدد در اندازه­های مختلف تهیه شود (مصاحبه، 28آبان،1391). در ایران ترکیب کولودیون و چاپ عکس روی کاغذ، سال­ها تنها روش رایج بود و گسترش فن عکاسی از دربار قاجار به شهر تهران و از عکاس‌خانه­های تهران به شهرستان­ها به همین شیوه انجام گرفت. پشه و فوکه­تی[11] ایتالیایی و کارلیان فرانسوی، ناصرالدین شاه و آقارضاخان اقبال‌السلطنه که زیر دست کارلیان فنون عکاسی را فرا گرفت و همه عکاسان بعدی در دهة 1270 و دهه­های 80 و 90 با استفاده از کولودیون عکس‌برداری می‌کردند (ذکاء، 1376، ص384).

در کتاب علم عکاسی اشاره­ای به شیوه­های آغازین چاپ عکس و انواع کاغذ شده است. از انواع متعدد کاغذ عکاسی، کاغذ ژلاتینو برمور دارژان به عنوان حساس­ترین کاغذ عکاسی نام برده شده و کاغذ آلبومینه از قدیمی‌ترین کاغذهاست که به واسطة دوام رنگ و ثباتش هنوز مورد مصرف عکاس­ها است[12] (تیموری، 1383). به جز کاغذ آلبومینه، از کاغذ نمکی نیز به عنوان یکی از قدیمی­ترین کاغذهای مورد استفاده عکاسان قاجاری نام برده می‌شود که این هر دو نوع کاغذ را عکاس خودش حساس می­کرد و به کار می­برد.

دستور تهیة کاغذ نمکی در بخشی از رسالة محمدکاظم[13] تشریح شده است.وی می­گوید خوب از کار درآمدن کاغذ آلبومینه دشوار است و بهتر است عکاس نوع آمادة آن را از کارخانه­های فرنگ بخرد و خودش را از زحمت آماده ساختن آن آسوده کند.

پاپاریان درکتاب صنعت عکاسی می‌نویسد از دیگر انواع کاغذهای حساس وارداتی،کاغذ سیترات دارژان است که اگر آن را از روشنایی و رطوبت محفوظ بدارند تقریباً یک سال بی­عیب می­ماند. کاغذهای متداول تا آن زمان همه از نوع روز چاپ[14] بودند.کاغذهای ژلاتینو برموردارژان که حساسیت بیشتری از کاغذهای روز چاپ داشتند و پس از نور خوردن باید ظاهر می‌شدند، با رواج آگراندیسمان و استفاده روزافزون از چراغ برق درعکاسخانه­ها کم­کم جای کاغذ روزچاپ را گرفتند(پاپاریان، 1347، ص 84؛ ذکاء، 1376،ص 402).

در باب تهیة مواد لازم برای عکاسی افشار و عدل نقل می­کنند از جمله عکاسان پس از ژول ریشار،ایوانف ملقب به روسی­خان از متخصصان عکاس‌خانة عبدالله میرزا، در سال 1326ق. قراردادی برای تهیة شیشه، کاغذ و مقوای عکاسی با یکی از شرکت­های لوازم عکاسی در روسیه منعقد کرده بود. عکس­های این عکاس‌خانه همه دارای نشان "روسی خان" و علامتBOMER" است[15]. وی  شیشه­های عکاسی را بیشتر از  کارخانة لومیر[16] در فرانسه و کاغذهای چاپ را از فان بوش[17] در آلمان یا بلژیک تهیه می‌کرد (تاسک، 1388، ص 15-16).

حاصل کار عکاسان دورة قاجار، شیشه­هایی بود با پوشش مواد حساس تصویرپذیر در ابعاد مختلف که عیناً به روش کنتاکت در اندازه یک به یک(1/1) چاپ می­شد. شرح عکس­ها و شیشه­ها ذیل آن­ها می­آمد یا با قید شماره­ای در دفتری جداگانه ثبت می­شد (بوستان، 1367).

نوشتن شرح عکس امروزه ابزاری برای شناسایی هر چه بیشترافراد و مکان­های تاریخی است وارزشی افزوده برای عکس به شمار می­رود. برای مثال دو عکس را در نظر بگیرید که هر دو قدمتی مشابه دارند و بر روی کاغذ آلبومینه یا تخم مرغی چاپ شده­اند اما یکی عکسی است که عکاس، سوژه و مکان مشخصی دارد و عکس دوم هیچ گونه اطلاعات اضافی در بر ندارد. عکس اول با ارزش­تر است؛ عکس دوم هم بی­ارزش نیست اما چیزی که این دو را از یکدیگر متمایز می­کند با وجودی که قدمت هر دو یکی است همان اطلاعات افزوده است (نام عکاس، سوژه و مکان)تعدادی از عکاسان آن دوره روی شیشه و متن عکس‌ها، شماره‌گذاری یا نشانه­ای از خود حک کرده­اند. در عکس­های بر جای مانده از دورة قاجار در آلبوم­­های کاخ گلستان نیز، ‌عکس­هایی وجود دارد که یادداشت­های شخصی ناصرالدین­شاه در حاشیة آن­ها، تاریخ، نام عکاس و محل عکاسی، گاهی نیز بر حسب شوخی، متلکی دربارة صاحبان عکس­ها نوشته و شرحی بر خود عکس داده است با قلمی با جوهر بنفش که خط‌شناسان تأیید می­کنند این خط متعلق به اوست(مصاحبه، 28 آبان،1391).

نمونه‌هایی از یادداشت­های شاه در ذیل عکس­هااینگونه است:

«عشراول رمضان سنه 84 توشقان ثیل در طهران خودم انداخته­ام»؛ «این عکس را خودم در اندرون انداخته­ام»؛ « در اندرونی امین اقدس، ملیجک بغل من است، شب که خوابید باز نوبه کرد. میرزا حسنعلی عکاس انداخت (آلبوم 210)» (تاسک، 1388،ص 31).

یادداشت­های آغاز و انجام آلبوم­ها نیز از جمله یادداشت­های قابل توجه است؛ در مورد زیرنویس تصاویر باید گفت چه آن­هایی را که تنظیم‌کنندگان آلبوم­ها نوشته­اند و چه یادداشت­های ناصرالدین شاه[18] بسیار کارساز و آگاهی‌دهنده­ است اما همواره باید به هنگام بهره­گیری از آن­ها دقت و توجه لازم به کار رود زیرا در مواردی به ویژه در یادداشت­های ناصرالدین شاه لغزش­های آشکاری وجود دارد و گاهی نیز در زیرنویس این عکس­ها غلط‌های فاحش نوشتاری دیده می­شود چون معمور (مأمور)، خاهر (خواهر)، خارزم (خوارزم)، خاننده (خواننده) و... (سمسار و سراییان،1382، ص 427؛ ص 10)

محتوا و موضوع، اصالت عکس را مشخص نمی­کند اما برای شناسایی عکس می­توان به آن اتکاء کرد و از آن سود برد؛ اولین و قدیمی­ترین عکس­ها در ایران عکس­های چهره و بناست که الزاماً مبنای دقیقی برای دسته‌بندی نیست اما قابل اتکاست. دوربین­های اولیه سنگین و حجیم بودند، مادة حساس به نور هم ضعیف بود و باید برای مدت زمان طولانی­تری نور به شیشه می­تابید، پس سوژه­های متحرک مانند قایق سواری، اسب سواری، رودخانه و امثال آن، موضوع کار عکاس نبوده و تنها سوژه­های ثابت مثل چهره یا بنا عکاسی می­شد؛ در میان عکس‌های شناخته شده از دورة قاجار تعداد این گونه عکس­ها کم نیست(مصاحبه، 28 آبان،1391).

برای متمایز کردن عکس­ها از یکدیگر، باید به نکات خاص و برجسته­ای که در آن عکس وجود دارد توجه کرد. در واقع هر چیزی که این تصویر را خاص می­کند اهمیت دارد. برای شناسایی تقریبی تاریخ عکس، باید به لباس افراد حاضر در عکس دقت ­کنیم.یک کلاه، یک نشان، یک پرچم، یقة بسته یا کراوات، وضعیت ساختمان، وضعیت لباس، حضور نظامیان، حضور اتباع غیر ایرانی همه به ما کمک می­کند (عدل، 1372).

استفاده از نشانه­های مختلف مانند سجع مهر و نوشته مقوای مخصوص عکاسان نیز از موارد شناسایی اصیل بودن عکس است. استفاده ازنقش شیر وخورشید نزد عکاسان ایرانی مرسوم بود. کار عکاسان قاجاری تمام نمی­شد مگر آنکه عکس­ها را درآلبومی جای دهند و اگر تعدادشان کم بود هر عکس را در وسط مقوایی با حواشی پرنقش و نگار بچسبانند و پشتش را مهرکنند.[19] این قطعات مقوایی که خارج از ایران به چاپ می­رسید و به داخل وارد می­شد تقلیدی بود از آنچه میان عکاسان اروپا و قفقاز و عثمانی و هند مرسوم بود. ایرانیانی نیز بودند که در ممالک دیگر به کسب و شغل عکاسی پرداختند، مانند عبدالرحیم شیرازی که در شهر قاهره حدود یک صد سال پیش مغازة عکاسی داشت و علامت عکاسی خود را شیر و خورشید قرار داده بود. طرز ساختمان و مجلدات آلبوم­های کاخ گلستان نیز متفاوت و متمایز است. در پشت عکس­های مجموعة کاخ گلستان، نشان عکاس‌خانه که به صورت زرکوب و طرحی ساده چاپ شده قابل مشاهده است. در آلبوم­های اهدایی یا خریداری شده از ممالک اروپایی، تزئینات خاص و نقش و نگارهای بسیار زیبا و بدیع و گوناگون وجود دارد که به آرم سلطنتی یا جمهوری کشور مربوط مزین شده است. جلد آلبوم­ها نیز دارای روکشی از مخمل و یا پارچه­های زربفت و اطلس قلاب دوزی و تزئینی است و بعضی روکش­های چرم و یا تیماج ضربی دارد (ذکاء، 1376، ص 402؛ افشار،1370، ص 62؛ طهماسب پور، 1381، ص159؛ آتابای، 1357، ص 5).

در مجموع برای بررسی اصالت عکس‌های تاریخی می­توان گفت شیوة عکاسی و چاپ، نوع کاغذ، نوع داروی چاپ و فرسایش ناشی از گذشت زمان، کهنگی عکس را به بیننده القاء می­کند. همچنین ابعاد عکس، خط یادداشت­ها، محتوای تصویر، تزئینات دور عکس و قاب­ها، تزئینات آلبوم­ها، همگی از موارد بررسی اصالت عکس‌های تاریخی ایران است (سمسار و سراییان، 1382، ص 16؛مصاحبه، 28آبان،1391).

 

تبیین مولفه‌های اصالت عکس‌های تاریخی

مرور کلی و بررسی شیوة تولید عکس‌های دورة قاجار در ایران به تعریف و تعیین مولفه‌هایی در مورد اصالت آن‌ها انجامید. این مولفه­ها (18 مولفه) به روش فن دلفی با استفاده از نظر متخصصان موضوعی به دست آمد و در جدول زیر به ترتیب از بیشترین تا کمترین میزان اهمیت هر مولفه قرار داده شد. برای توضیح بیشتر درباره برخی از مولفه‌های به دست آمده، مطالبی مبتنی بر منابع کتابخانه­ای و مصاحبه ارائه می‌شود.

 

 

مولفه­ های معیار اصالت

1

قدمت (داشتن تاریخ دقیق یا تخمین از طریق قدمت کاغذ، محل نگهداری و ...)

2

نام عکاس

3

اطلاعات و توضیحات نوشته شده روی شیشه­ها و عکس­ها

4

شناسایی صاحب عکس

5

سوژه و مکان

6

فنآوری و شیوة تولید عکس­ها ( داگرئوتیپ، تالبوتیپ و....)

7

نوع لایة ژلاتینی در شیشه

8

شرح و عنوان عکس­ها

9

علائم جانبی: یک نشان، یک پرچم، یقه بسته یا کراوات، لباس افراد، وضعیت ساختمان، وضعیت خاص، حضور  نظامیان و...

10

سجع مهر و نوشتة مقوای مخصوص عکاسان، نقوش و آرم سلطنتی یا جمهوری کشورها

11

خط‌شناسی ( شناسائی خطوط نوشته شده در حاشیه و پشت عکس)

12

نوع کاغذ در عکس­های چاپ شده

13

تشخیص نوع چاپ با تست­های­ آزمایشگاهی

14

تعیین دورة زمانی از طریق تست­های آزمایشگاهی

15

ابعاد شیشه

16

ابعاد کاغذ

17

تزئینات دور عکس­ها و قاب­ها

18

مخدوش نبودن عکس (خط­ خطی، پارگی بخشی از عکس، سیاهی، تراشیدگی)

 

1- مولفه اطلاعات و توضیحات نوشته شده روی شیشه­ها و عکس­هاو شرح و عنوان عکس­ها

بعد از ظهور عکس معمولاً در حاشیه و پشت آن می­نوشتند اما روی شیشه­ها و عکس­ها به ندرت مطلبی نوشته شده است. زیر تعدادی از شیشه‌های باقی مانده از این دوره نوشته‌هایی وجود دارد که خیلی نادر و کم هستند. این یادداشت­ها با یادداشت­هایی که افرادی همچون ناصرالدین شاه بر روی عکس­ها نوشته­اند متفاوت است؛ او بعد از این که عکسی گرفته می­شد روی آلبوم و در مواردی پشت و حاشیه عکس­ها یادداشت­ می‌گذاشت و این اطلاعات شامل اسم اشخاص، نام عکاس، تاریخ، حادثه­ای که مرتبط با عکس و... بوده است (مصاحبه، 7 بهمن، 1391).

 

2- مولفه فنآوری و شیوة تولید عکس­ها ( داگرئوتیپ،تالبوتیپ و....)[20]

در ایران نمونه تصاویر داگرئوتیپ نداریم و در اروپا هم بسیار محدود است. به هر حال نمونه­هایی از این دست ارزش اولین‌ها را در نوع خود دارد و برای تاریخ عکاسی نیز بسیار مهم است. هرچند از اصل داگرئوتیپ‌های برداشته شده در ایران هیچ نمونه­ای در حال حاضر در دست نداریم، اما چگونگی برداشته شدن این عکس­ها خوشبختانه به صورت مستند در چند مأخذ و کتاب تاریخی به ثبت رسیده است و استاد ذکاء با نقل همة این موارد جای هیچ‌گونه شک و شبهه­ای را در مورد حقیقت امر باقی نگذاشته­اند. حالا دیگر تقریباً مسلم است که ژول ریشار[21] فرانسوی (میرزا رضاخان) معلم دارالفنون، اولین عکس‌های داگرئوتیپ را در ایران برداشته است. حتی روز و ساعتش هم معلوم است. ژول ریشار در یادداشت­های خود این روز تاریخی را [پنجشنبه] پنجم دسامبر 1844میلادی برابر با 23ذیعقده 12600 هجری قمری می‌خواند. تصور ما این است که طول عمر لوحه­های نقره‌اندود داگرئوتیپ از عکس­های کاغذی بیشتر است (حداقل در آتش نمی­سوزد) و این لوحه­ها هم  اکنون ممکن است درگوشه­ای از کاخ گلستان یا در جای دیگری در قعر جعبه‌ای یا صندوقی پنهان باشد و روزی کشف شود.از آگاهی­ها و قرینه­هایی که در دست است چنین گمان می­رود که نخستین ایرانی پس از ریشار یا همزمان با او که به این شیوه عکس‌برداری کرد، ملک شاهزاده قاسم میرزا، بیست و چهارمین پسر فتحعلی شاه است. داگرئوتیپ­های این شاهزاده هم از میان رفته است ولی عکسی از روی یکی از داگرئوتیپ­های او برداشته شده موجود است. این عکس مرد ریشویی را نشان می­دهد که با سر برهنه رو به دوربین روی صندلی نشسته و به شیء کوچکی که در دست دارد و ظاهراً یک ساعت بغلی است نگاه می­کند تا دقایق تعیین شده برای نور دیدن لوحه سپری شود. عکس محو است و ما نمی­دانیم محوی از داگرئوتیپ اصلی است و یا هنگام انتقال تصویر به فیلم سیاه و سفید پیش آمده است.[22]

سپس فنآوری نگاتیوهای کاغذی شکل گرفت؛[23] در ایران با گسترش این روش، فن عکس‌برداری رواج یافت و تمامی عکاسان در دهه‌های 1270 تا 1290 با این شیوه عکس‌بردای می­کردند. ولی تحول عمدة چاپ عکس، در 1871 توسط ریچارد لیچ مادوکس[24]، با ابداع روش صفحة خشک رخ داد. در ایران اولین خبر از وجود شیشه­های خشک را در رسالة عکاسی میرزا احمدخان صنیع‌السلطنه به سال 1290/1873می­خوانیم.به مرور استفاده از شیشه به سبب مشکلات کار و سنگینی و آسیب‌پذیر بودن آن منسوخ، ابتدا از کاغذ و سپس از نوعی مادة شفاف به عنوان حامل مادة حساس استفاده شدو صنعت عکاسی به شکل مدرن پدیدار گردید (عمرانی، 1385، ص1171؛ ذکاء، 1376، ص364- 368و384و397؛ تاسک،1388،ص5؛ کیم،1363، ص34).

 

3- مولفه نوع لایة ژلاتینی در شیشه

 لایة ژلاتینی روی شیشه انواع مختلفی دارد. اما در ایران تجربة شناخت لایة ژلاتین روی شیشه وجود ندارد چرا که این شناخت کاملاً تکنیکی و آزمایشگاهی است و باید به وسیلة آزمایشگاه تعیین شود. بنابراین اگر با انجام کار آزمایشگاهی بر روی شیشه، نوع لایة حساس آن شناسایی و با تحول نگاتیوهای شیشه­ای مقایسه و تطبیق داده شود این مولفه می‌تواند یکی از معیارهای اصالت اثر محسوب ‌شود.

 

4- مولفه تعیین دورة زمانی از طریق تست‌های آزمایشگاهی

 مانند کاغذ عکاسی که با تجزیة نمونة کاغذ، می­توان دوره را مشخص نمود اگر از عکس­ها نیز نمونه‌برداری صورت گیرد این امر حاصل می­شود. این تکنیک‌های ویژه باید به وسیلة آزمایشگاه­های ویژة عکاسی که پیشینة ذهنی، عملی و علمی در این زمینه دارند، انجام شود اما متاسفانه در ایران این امکان موجود نیست. در عین حال می­توان بدون کار آزمایشگاهی نیز به قدمت اثر پی برد به عنوان مثال مجموعه عکس­های کاخ گلستان، به علت طولانی بودن مدت نگهداری عکس در این مرکز، از اصالت برخوردار است. در حقیقت با دید آزمایشگاهی در مورد اصالت آن قضاوت نمی­شود بلکه یک استنتاج تخصصی به شمار می‌رود مانند این که قدیمی‌ترین عکس تاریخ‌دار کاخ گلستان در سال 1274ق عکاسی شده؛ فقط یک نمونه از آن در ایران وجود دارد و شاید یک نمونه نیز در اروپا باشد. این دیگر قضاوتی تخصصی محسوب می­شود مانند شناسایی یک شیء، یک فلز یا سفال توسط باستان‌شناس. در واقع مدتی که یک اثر در یک کتابخانه یا آرشیو نگهداری می‌شود بخشی از پیشینه و تاریخچة آن اثر محسوب می‌شود. هم‌چنان که در برنامة حافظة جهانی یکی از پرسش‌های فرم نامزدی اثر دربارة تاریخچه و پیشینة اثر است و این دیگر ملاکی آزمایشگاهی نیست.

در مجموعة عکس­های دورة قاجار عکس­هایی وجود دارد که می­دانیم عکاس چه کسی است و تاریخی که زیر عکس نوشته شده صحت دارد. در واقع برای مولفة قدمت دو معیار نظری و آزمایشگاهی وجود دارد که معیار نظری همان معیار تاریخی است.

 

5- مولفه ابعاد شیشه­ ها

شیشه­ها ابتدا کوچک بود و به تدریج بزرگتر شد تا به 50 و 60 سانتی‌متر رسید. نمونه­های بزرگ شیشه در کاخ گلستان موجود است. شیشه درواقع نگاتیو بود و عکس از روی آن چاپ می­شد. هنوز فنآوری لازم برای ظاهر کردن این گونه عکس­ها پابرجاست اما دیگر این نوع شیشه­های حساس وجود ندارد. علت بزرگ­تر شدن شیشه­ها این بود که به مرور زمان نیاز به عکس‌های بزرگتر پیدا شد و با ساخت دوربین‌های بزرگتر امکان استفاده از شیشه­های بزرگتر نیز فراهم شد(مصاحبه، 7 بهمن، 1391).عکاسان قاجاری برای عکس­های گروهی با نفرات زیاد از شیشة بزرگ استفاده می­کردند و تا شیشه‌های 30×24 و حتی 40×30 در مجموعه­های عکس قاجاری کم نیست. اما به هر حال امکان آگراندیسمان[25] وجود نداشت یعنی عکس یک به یک چاپ می‌شد و چاپ عکس تنها در قطع اصلی شیشه مقدور بود. بزرگ کردن عکس تنها در برخی موارد به دست عکاسان خبره و مجهز به امکانات لازم همچون عبدالله میرزا و آنتوان خان انجام گرفته است(ذکاء،1376، ص 404).

 

6- مولفه ابعاد کاغذ

در ایران کاغذ عکاسی تولید نمی­شد و کاغذهای عکس از اروپا به ایران می­آمد. به همین دلیل ابعاد کاغذ به تناسب و ابعادی بود که در آن جا تولید می­شد. قطع­ عکس­های پشه[26] که قدیمی­ترین عکس موجود در ایران است که می­توان به صحت و دقت تاریخ آن اتکاء کرد عکس­هایی است به اندازة 2/25×38، 1/19×4/25؛ 3/24×35 و عکس­های مونتابونه[27] 21×29، 25×30 و... به نظر می­رسد کاغذها تا 38 سانتی­متر اندازه داشته­اند. از این که کاغذها در دورة قاجار به صورت برش­دار به ایران وارد می­شد یا به شکل رول، اطلاع دقیقی در دست نیست. ولی تا همین اواخر یعنی تا پیش از فراگیر شدن فناوری دیجیتال به صورت جعبه بود. در واقع قطع­ها معین یا به اصطلاح کارت پستالی بود به طور مثال 19×18؛ 35×25؛ و برای قطع‌های بزرگ رول وارد می­شد.

 

7- مولفه خط ­شناسی

 شناسائی خط­های نوشته شده در حاشیه و پشت عکس، تخصصی تجربی است و به میزان تجربة فرد در شناخت خط اشخاص وابسته است.

 

8- مولفه مخدوش نبودن عکس

مخدوش بودن به معنی تغییر دادن و دخل و تصرفی در عکس است به گونه­ای که خلاف واقعیت دیده و فهمیده شود. یک عکس پاره هم می­تواند اصالت داشته باشد. البته پارگی از ارزش آن عکس می‌کاهد اما در تاریخ عکاسی همچنان یک سند محسوب می‌شود و دارای اصالت است. در برنامة حافظة جهانی، دربارة صحت و تمامیت و یکپارچگی اثر پرسش می‌شود اما معیار اصلی برای ارزیابی و ثبت اثر نیست. آن چه مهم و ضروری است اصالت اثر است که نباید مورد خدشه قرار گرفته باشد (مصاحبه، 7 بهمن، 1391).در باب فن رتوش باید گفت از همان ابتدا به عنوان یکی از فنون اصلی عکاسی به ایرانیان آموخته شده است. جای مداد رتوش را کم کم از دهه 1300ق در عکس­ها زیر ذره­بین می­توان دید.[28] البته فقط صورت و دست اشخاص را در عکس­های پرتره و دسته جمعی روتوش می­کردند و انواع دیگر عکس نیازی به رتوش نداشت. رنگ کردن عکس­های سیاه و سفید با دست هم سابقه­ای طولانی دارد و این سنت تا حدود سه یا چهار دهه پس از قاجار هم ادامه پیدا ­کرد (ذکاء،1376، ص 399؛404).

 

9- مولفه تزئینات دور عکس­ها و قاب­ها

تزئینات دور عکس و قاب آن در صورتی که مربوط به دورة خود عکس باشد ملاک ارزیابی است. زیرا ممکن است عکسی را در سال 1300ق گرفته باشند اما کادر دور آن مربوط به 1350 باشد. موجودیت عکس همچنان پابرجاست ولی تزئینات نمی­تواند ملاک قرار گیرد. در حقیقت مجموعه­ای که عکس را نشان می­دهد مربوط به دو دورة زمانی مختلف است و دو تاریخ مختلف دارد.

 

10- مولفه علائم جانبی:

علائم جانبی جزء ویژگی آن دوره محسوب می­شود و برای تعیین تاریخ عکس مفید است. گاهی در یک عکس ممکن است چهرة شخص قابل شناسایی باشد، به هر حال مواردی از این دست می­تواند به شناخت عکس کمک کند. بنابراین تشخیص یا بر مبنای یادداشت­های نوشته شده بر عکس است یا بر مبنای تجربة فرد متخصص. مهرها، یادداشت‌ها، دست‌نوشته­ها، همگی به شناسایی عکاس، عکاس‌خانه، و شخصی که از او عکس گرفته شده است کمک می­کند.

 

11- آرم­ها و مهرها

آرم­ها و مهرها به شناسایی مکانی که عکس گرفته شده نیز کمک می­کند. در مجموعة آلبوم‌خانة کاخ گلستان تقریباً تصاویر چاپی تمام اروپای گذشته موجود است. این تصاویر به صورت چاپ، عکس، لیتوگرافی (باسمه) است و غالباً محصول خارج بوده و به ایران وارد می­شده است. تازگی و نو بودن هنر عکاسی دلیل ورود این عکس­ها بوده و عکاسان ایرانی از آن­ها بهره می­بردند. گاهی از روی آن­ها نقاشی می‌کردند و گاهی نیز در ساختن ساختمان­ها تأثیر داشتند (مصاحبه، 7 بهمن، 1391).

 

نتیجه­ گیری

پژوهش انجام شده نشان می­دهد که معیارهای انتخاب اعلام شده برای ثبت نامزدها توسط کمیته برنامه حافظه جهانی در حال حاضر تنها استاندارد رسمی در حوزه ثبت میراث مستند بشری (میراث مکتوب) در سطح ملی، منطقه­ای و بین­المللی است و برای انواع میراث مستند بشری از هر نوع (علائم یا رمزها، صداها و تصاویر، مواد متنی و مواد غیر متنی، مواد دیداری و شنیداری و اسناد رقمی) کاربرد دارد و این قابلیت، امکان بکارگیری این معیارها را برای انواع مراکز نگه دارنده این آثار فراهم می­سازد؛ این امر موجب یکدستی در معرفی، حفاظت، نگهداری، مدیریت، سهولت دسترسی و به اشتراک گذاری اطلاعات این میراث می­شود؛ بررسی­ها در اینجا نیز نشان می­دهد که می­توان با تکیه بر این معیارها، جهت شناسایی و معرفی و ثبت میراث مکتوب، مولفه­ها و عناصر لازم برای معیارهای اعلام شده را به دست آورد که در پژوهش حاضر برایعکس­های تاریخی ایران متناسب با ویژگی­های این آثار، معیار اول اعلام شده این  برنامه یعنی اصالت، حاصل گردید.

 

[3].Daguerréotype

[4].J.Richard

[5].Talbotype

در سال 1841 تالبوت شیوة عکس‌برداری منفی- مثبت خود را به نام کالوتیپ در ادارة ثبت اختراعات بریتانیا به ثبت رسانید. وی سپس به اصرار دوستانش این نام را به تالبوتیپ تغییر داد (تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران. یحیی ذکاء، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376.ص372)

[6] . Francis Karlyan

[7].Collodionhumide

[8]Luigi Pesce

[9] . Authenticity

[10] . World significance; unique and

[11].Fochetti

[12]. کاغذ ژلاتینوبرموردارژان به عنوان حساس­ترین کاغذ عکاسی نام برده شده است.

کاغذ ساله یا نمک­­­­دار: این کاغذ صنعتی است و عکس­های آن را در تجارت، مرغوب و اعلا می­دانند.تفاوت آن با کاغذ آلبومینه در نداشتن آهار است.

کاغذ کلروردارژان: روی کاغذ با ادویة حساس مخلوط با ژلاتین پوشیده شده و کاغذ همیشه حساس بود. عکس­هایی که با این کاغذ چاپ می­شد خیلی تمیز و لطیف بود.

کاغذهایی که باید با دوا ظاهر شوند: کاغذ فروپرسیانات، کاغذ پلاتین، کاغذ شاربن، کاغذ بیکروماته، کاغذ ژلاتینوبرموردارژان.

کاغذ بیکروماته: با استفاده از این کاغذ می­توانستند عکس را به رنگ دلخواه چاپ کنند.به این ترتیب که رنگ موردنظر را در محلول آب و بیکرومات دوپتاس می‌ریختند، مثل نیلی یا قرمز و ...، محلول آب و صمغ غربی و اسید فنیک را در محلول قبلی به قسمت مساوی مخلوط می‌کردند. کاغذ را با نشاسته هم می‌زدند و پس از خشک شدن در جای تاریکی قرار می‌دادند (تیموری،  1383).

[13].دومین کتاب علمی عکاسی در ایران با عنوانرساله عکس به همت میرزا محمد کاظم به سال 1284ق نوشته شده است. دو نسخه از این کتاب دستنویس در کتابخانةمدرسة سپهسالار (مدرسة عالی شهید مطهری) و کتابخانة ملی نگهداری می­شود. این رساله به روش­های مختلف تهیه کولودیون مرطوب می‌پردازد. (ذکاء،1376، ص 293-294و 373).

[14]. یعنی در حین چاپ زیر آفتاب در تماس با نگاتیو تا حدی نور می­خوردند که عکس مورد نظر به خوبی نمایان شود و بعد آن را از مراحل تلوین (تغییر یا بهبود رنگ) و ثبوت می­گذراندند. به عبارت دیگر این کاغذها نیازی به ظهور نداشتند.اصطلاح کاغذهای روزچاپ daylight pages)) در هیچ یک از رساله‌ها و متون قاجاری دیده نمی­شود. ذکاء می‌گوید در تنها متن فارسی که به اصطلاح کاغذ روز چاپ برخورده کتاب بررسی فنی عکاسی از داریوش گل گلاب است و حسین گل گلاب به نقل ازیادداشت‌های پدرش دربارة عکاسی دورة قاجار می‌نویسد: چاپ عکس‌ها همیشه بر روی کاغذهای روزچاپ کلرور نقره،طلا و پلاتین سیاه می­شده است.

[15]. این عکاس‌خانه تا سال 1339ق دایر بوده است.

[16].Lumière

[17].VanBosch

[18].زیرنویس­های ناصرالدین شاه بر عکس­ها ازدو دیدگاه در خور توجه است. نخست وفور خطاهای املائی و دیگر اشتباه در شناسایی صاحب عکس و اصلاح بعدی آن­ها، به این ترتیب که او اسم­های قبلی را خط زده و گاهی نام درست را نوشته و زمانی نیز چیزی ننوشته است ( محمد حسن سمسار و فاطمه سرائیان. فهرست عکس­های برگزیدة عصر قاجار. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه). 1382).

[19].چسباندن عکس روی مقوا هم برای خودش آدابی داشت. اول دورعکس را می‌بریدند و پس از انتخاب مقوای مناسب مقداری نشاسته در آب می‌جوشاندند تا به غلظت عسل برسد بعد عکس را خیس می­کردند و باز آبش را می­گرفتند آنگاه با آغشتن نشاسته به پشت عکس آن را روی مقوا می‌نهادند و می­فشردند تا صاف بچسبد و مقوا تاب بر ندارد(ذکاء،1376،ص 402).

[20].هر فنآوری در مسیر رشد خود مراحلی را گذرانده است. فن عکاسی نیز با شیوه داگرئوتیپ آغاز شد.نخستین عکس با استفاده از دوربین عکاسی توسط ژوزف نیسفور نیپس[20] در سال 1826 به‌دست آمد.نیپس شیوه کار خود را هلیوگرافی[20] نامید. اما فرهنگستان علوم فرانسه در 7 ژانویه 1839 ابداع عکاسی را به لوئی ژاک مانده داگر[20] نسبت داد و روش ابداعی وی داگرئوتیپنام گرفت.

برای اطلاع از روند این فنآوری در ایران نک به: شرح مختصری (تاریخچه) بر شکل­گیری عکس و فنون عکاسی، درمدخل عکس از ابراهیم عمرانی. دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی، ج 2 ص 1171-1172، 1385؛ همچنین نک به: تاریخچة عکاسی دنیا در کتاب تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران نوشتةیحیی ذکاء، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 13766 و تاریخ عکاسی ژان.آ.کیم. ترجمه و تنظیم حسین گل گلاب و داریوش گل گلاب. تهران: داریوش گل گلاب، 1363.

[21].J .Richard

[22]شهریار عدل در یادداشت­هایی از برخی آلبوم­های کاخ گلستان می­نویسد: علیقلی میرزا ملک قاسم فرزند امامقلی میرزا پسرملک قاسم میرزا می­گوید که برادر بزرگش نصرالله میرزا، حدود 20 صفحة نقره­ای کار نشده وحدود چهارپنج صفحه نقره­ای عکس­دار داشت. گذشته  از  آن‌ها یک صفحه نقره­ای دیگر بود که بر روی آن عکس ملک قاسم میرزا دیده می­شد و در حسینیة مرحوم امامقلی میرزا، نگهداری می‌­گردید و جعبه دوربین ملک قاسم میرزا که به علت بازی کودکان با آن خراب شده بود، نیز موجود بوده است. درتاریخ 24 بهمن 57 در روستای شیشوان، جمعی خانه­های نصرالله میرزا را پس از غارت آتش زدند و در آن میان همة صفحه­های نقره و جعبه دوربین عکاسی اگر نسوخته باشد، به هرصورت ناپدیدگردیده و ازمیان رفته است.

[23] روش عکاسی امروزین را ویلیام هنری فاکس تالبوت[23] انگلیسی در 25 ژانویة 1839 معرفی کرد، یعنی فقط سه هفته پس از اعلام روش داگر. اساس روش تالبوت عکاسی منفی– مثبت بود کهامکان تکثیر از روی نسخة منفی به تعداد دلخواه را میسر کرد. لوئی دزیره بلانکار اورار[23]شیوة چاپ آلبومینی را در 1850 عرضه کرد و در همان زمان گوستاولگری[23] روش کولودیون مرطوب را بر روی کاغذ نگاتیو و بعد روی شیشه ارائه کرد اما در تصاویر او آسمان و آب یکسان دیده می‌شد. یک سال بعد در 1851فردریک اسکات آرچر[23]شیوةکولودیون مرطوب را به‌کار گرفت و به نام خود ثبت کرد.

[24]. Richard Leach Maddox

 

[25]. آگراندیسمان: [لفظ فرانسوی به معنای بزرگ‌سازی]. چاپ کردن عکسی که بزرگتر از نگاتیو است. این کار معمولاً به وسیلة دستگاهی موسوم به آگراندیسور یا آگراندیسمان انجام می­گرفت.

[26]pesce

[27] .Montabone

1.رتوش­کار، نگاتیو مورد نظر را روی شیشه مات می­گذاشته، پارچه سیاهی روی سر خود و دستگاه می­کشیده، یک لایه ورنی مات یا ماتولین (ماتولن) روی طرف ژلاتین­دار نگاتیو مالیده تا سطح شیشه را برای پذیرفتن اثر مداد آماده کند. (ذکاء،1376، ص 399)

آتابای، بدری (1357).  فهرست آلبوم­های کتابخانه سلطنتی. تهران: زیبا (دیباچه).

افشار، ایرج (1376). گنجینه عکس­های ایران همراه تاریخچه ورود عکاسی به ایران. تهران: نشر فرهنگ ایران.

بوستان، بهمن (1367). "مرکز اسناد تصویری". فصلنامه یاد. (13): 94-104.

پاپاریان دواساز (1347). صنعت عکاسی. تهران: فاروس.

تاسک، پطر (1388). سیر تحول عکاسی. تألیف و ترجمه محمد ستاری. تهران: سمت.

تیموری، محمد اسماعیل (1383)." اسناد تصویری هم باید حفاظت و مرمت شوند". پیام بهارستان، (44): 46-53.

ذکاء، یحیی (1376). تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران. ویراستاری کریم امامی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

سمسار، محمد حسن؛ سراییان، فاطمه (1382). فهرست عکس­های برگزیده عصر قاجار. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه).

طهماسب پور، محمدرضا (1381). ناصرالدین شاه عکاس. تهران: نشر تاریخ ایران.

طهماسب پور، محمدرضا (1389). از نقره و نور (جستاری در تاریخ عکاسی ایران)تهران: نشر تاریخ ایران.

عدل، شهریار (1372). "چگونه تاریخ یک عکس قدیمی را تعیین کنیم". کهکشان، 4 (28): 18-19.

عمرانی، ابراهیمی (1381). "عکس". دایره­المعارف کتابداری و اطلاع رسانی، (ج 2، ص 1171-1176). زیر نظر فریبرز خسروی؛ ویراستاری ابراهیم افشار. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

کیم، ژان آ. (1363). تاریخ عکاسی. ترجمه و تنظیم حسین گل گلاب و داریوش گل گلاب. تهران: داریوش گل گلاب.

معتضد، خسرو (1372). "ضرورت تأسیس مرکز اسناد برای بنیان گذاری موزه بزرگ تصویری و خانه عکس و فیلم ایران".کهکشان، 4 (28): 8-17.