بررسی نقش و جایگاه کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه در اقتصاد دانش محور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

یکی از عوامل کلیدی و موثر پیشرفت اقتصادی یک جامعه در قرن بیست و یکم تولید مشاغل و داشتن اقتصاد دانش محور است. در اقتصاد دانش‌محور؛ تولید، توزیع و استفاده از دانش، نقش اصلی و غالب برای تولید ثروت است و عدم توجه جوامع به این نکته باعث عقب­ ماندگی آنها در رقابت­های جهانی خواهد شد. در این میان کشورهای توسعه یافته با ایجاد پایگاه­های اطلاعاتی و در اختیار داشتن فن­آوری­های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی عملاَ  نبض اقتصادی کشورهای در حال توسعه را در اختیار گرفته­ اند. اقتصاد دانش­ محور در کشورهای درحال توسعه نقش کم رنگی در توسعه اقتصادی، فرهنگی و ... داراست. نهاد­های تولیدی و اشاعه دهنده دانش از جمله­ کتابخانه‏ ها می‏ توانند نقش کلیدی و مهمی در پیشبرد اقتصاد دانش‏ محور در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ایفا ­نمایند. کتابخانه‌های عمومی که هدفشان فراهم کردن سرگرمی و آموزش برای تمامی اقشار جامعه است باید از شکل و ساختار سنتی خود خارج شده و همراه با پیشرفت­های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، نقش اساسی خود را به عنوان یک مکان آموزشی ایفا نمایند. در این پژوهش ضمن معرفی مفهوم اقتصاد دانش ­محور و اهمیتی که در پیشرفت و توسعه کشورهای در حال توسعه داشته، نقش­ و کارکردهای کتابخانه ­های عمومی به عنوان یک مرکز آموزشی در پیشبرد یک جامعه به سوی اقتصاد دانش­ محور نیز مورد بحث قرار گرفته و در ادامه راهکارهایی جهت مشارکت فعال­تر کتابخانه ­های عمومی کشورهای در حال توسعه در اقتصاد دانش محور ارائه خواهد شد.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

تحولات بنیادی که در دهه اخیر رخ داده ماهیت فعالیت اقتصادی را هم در داخل و هم در خارج از کشور تغییر داده است. نظم نوینی در حال شکل­ گیری است که پایه­ هایش براساس دانش و نوآوری مبتنی بر دانش است. بشر برحسب شرایط زمان و پیشرفت­های هر عصر با سه نوع اقتصاد (کشاورزی، صنعتی و دانش­محور) روبرو گردیده است. دراقتصاد کشاورزی "زمین، نیروی کار و منابع طبیعی" در اقتصاد صنعتی" سرمایه، ماشین آلات و مدیریت" عوامل مؤثر بر تولید و تعیین آینده استاندارد زندگی محسوب می­ شدند، ولی اقتصاد جدید یعنی اقتصاد دانش ­محور نگاهی نو به علل رشد اقتصادی بلند مدت دارد. در اقتصاد دانش ­محور "علم فناوری، نوآوری و کارآفرینی" عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی قلمداد می­شوند. از این رو، در نظریه ­های جدید رشد اقتصادی دانش بخش اصلی نظام اقتصادی محسوب می ­گردد. در عصر حاضر، با پیشرفت فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی جامعه بشری نیز از حالت سنتی خود خارج شده و به سوی جامعه اطلاعاتی یا جامعه دانش ­محور سوق داده شده است. در این جامعه، دانش به عنوان اصلی­ ترین نوع سرمایه تلقی می‌گردد و عوامل رشد اقتصادی از قبیل مواد خام و نیروهای انسانی به تدریج جای خود را به دانش و اندیشه­ های جدید داده است و رشد اقتصادی ریشه درانباشت دانش دارد، زیرا انباشت دانش منشأ فناوری، نوآوری و کارآفرینی است. دانش و اطلاعات نقش مهمی در رشد و ایجاد ارزش افزوده درجوامع توسعه یافته و پسا صنعتی دارد، به طوری که روند پیشرفت جوامع صنعتی در طول تاریخ نشان می­ دهد عواملی که جوامع در حال توسعه را به دوره توسعه یافتگی و پساصنعتی هدایت کرده، اطلاعات، فناوری و دانش است. (عمادزاده؛ شهنازی؛ شبانی،1385)

بر این اساس، نهاد های تولید و اشاعه دهندة دانش، نقش مهمی در جهت پیشرفت و توسعه نظام اقتصادی جوامع دانش ­محور ایفا می‌کنند. کتابخانه­ ها از جمله کتابخانه­ های عمومی که همیشه به عنوان مراکز اطلاعات و دانش تلقی می­­ شده ­اند و فراهم­ آوری، سازماندهی، مدیریت و گسترش دانش از جمله وظایف اصلی و عمده آن­ها محسوب می‌شده، می‌توانند نقش موثری در ایجاد یک جامعه دانش­ بنیان و گسترش اقتصاد دانش­ محور در آن ایفا نمایند. مقاله حاضر بعد از نگاهی به جامعه دانش­ محور که مولد اقتصاد دانش­ محور است، به سیر تکاملی اقتصاد دانش­ محور، ویژگی­ها و الزامات پیاده‌سازی آن در جامعه پرداخته و ضمن معرفی کتابخانه­ های عمومی به عنوان مراکز تخصصی گسترش دانش و اطلاعات به نقش آن­ها در گسترش دانش و کمک به استقرار اقتصاد دانش­ محور در جامعه اشاره می‌نماید و در پایان نیز الزامات و زیرساخت­هایی که کشورهای در حال توسعه از جمله ایران باید به کار گیرند تا به سمت جامعه دانش ­محور و به تبع آن گسترش اقتصاد دانش ­محور دست یابند، بررسی شده است.

 
تعریف جامعه دانش ­محور

در پی ظهور انقلاب اطلاعات که بعد از انقلاب صنعتی روی داد تمام زیرساخت­های اجتماعی به ویژه فرهنگ، اقتصاد، سیاست، مشاغل و صنایع در بیش­تر کشورها به خصوص کشورهای پیشرفته، دستخوش تغییرات اساسی شد. (آزاد،1379) این تغییرات موجب شد که صنایع و عوامل اقتصادی از حالت سنتی خود خارج شده و به مدرن­ گرایی گرایش پیدا کنند. با توجه به نقشی که دانش در تمامی جنبه­ ها و ساختار یک جامعه ایفا می­ نماید به راحتی نمی­­ توان تعریفی جامع از آن ارائه نمود. به طور کلی یک جامعه دانش ­محور جامعه­ ای است که تمام ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن به طرز قابل توجهی تحت تاثیر دانش قرار گرفته و به وسیله آن دگرگون شده است. (نوروزی؛کمالی،1386) جهت دستیابی به یک اقتصاد دانش­ محور باید ساختار جامعه به یک جامعه دانش ­محور و دانش ­مدار تبدیل گردد در این جامعه اطلاعات و دانش نقش مهمی را در زندگی افراد ایفا می­ نمایند. مهمترین ویژگی­های این جامعه را می‌توان عوامل زیر دانست:

·        مهمترین و ارزشمندترین کالا در این جامعه، اطلاعات و دانش است و مبادله کالا جایگزین مبادله دانش گردیده است؛

·        افراد این جامعه نیازمند توانایی خاصی نیستند بلکه چگونگی کسب دانش و فناوری است که انسان را ممتاز می­ نماید؛

·        افرادی که بر اطلاعات و دانش تسلط دارند در این جامعه موفق­ تر هستند؛

·        اقتصاد جامعه دانش­ محور بر پایه­ ی داده­ ها و پردازش آن­ها است؛

·        بهره­ گیری از فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی در این جامعه از اهمیت والایی برخوردار است؛

·        ارتباطات چهره به چهره جای خود را به ارتباطات جهانی می­ دهد به دلیل اینکه ارتباطات از راه­ دور گسترش فراوانی یافته است؛

·        مدیران جامعه دانش­ محور با تکیه بر دانش و فکر بر مجموعه تحت سرپرستی خود نظارت و مدیریت دارند؛

·        در جامعه­ دانش­ محور رابطه صنعت و پژوهش بسیار نزدیک است؛

·        در جامعه دانش­ محور سواد اطلاعاتی جایگزین سواد سنتی است و کاربرد خیلی مهمی در فعالیت­ها و کارکردهای اجتماعی دارد؛

·        در جامعه دانش­ محور، دیدگاه­ های سنتی تغییر می­ کند و نگرش­های جدید حاکم می­ شوند؛

·        دموکراسی و آزادی فردی و اجتماعی، از جمله الزامات جامعه دانش­ محور است؛

·        در این جوامع هنگامی که صحبت از آلودگی می­ گردد آلودگی اطلاعات داغ ­تر از آلودگی محیط زیست است. (نوروزی؛ کمالی،1386،107)

 
 
اقتصاد دانش ­محور[3]

می ­توان سیر تحول اقتصادی را به سه شکل اقتصاد کشاورزی، صنعتی و اطلاعات دانست که در هریک داده، فرایند و محصولات متفاوتی وجود داشته و نو­آوری­های متفاوتی نیز خلق شده است. در جامعه­ ای با اقتصاد کشاورزی، داده ­های دردسترس نیروی کار، زمین، سرمایه و پروسه تولید، کشت و زراعت است که در نهایت به تولید مواد کشاورزی می‌انجامد. نوآوری­هایی که در مراحل مختلف اقتصاد کشاورزی روی می‌دهد، استفاده و به کارگیری حیوانات جهت تسهیل امور کشاورزی و زراعت و تا حدی استفاده از ماشین جهت تولید است. درمرحله دوم که مرحله ورود به اقتصاد های صنعتی است، به داده­ های تولید علاوه بر نیروی کار، زمین و سرمایه که جزء داده­ های اقتصاد کشاورزی نیز بودند "کارآفرینی و فناوری"  اضافه می­ گردد که طی یک پروسه پردازش کارخانه‌ای ستاده آن که تجهیزات سرمایه­ ای، صنعت و تولیدات فیزیکی هستند، به دست می­ آید. نوآوری­های مورد استفاده در این مرحله استفاده ازفرایند ماشینی شدن و تحقیقات علوم و فناوری است. نوع سوم اقتصاد، اقتصاد اطلاعات و دانش است. در این مرحله "اطلاعات و دانش" به داده­ های اولیه اقتصاد اضافه می­گردند و نتیجه آن تولید دانش، صنایع و خدمات دانش­ محور است. نوآوری‌های این اقتصاد عبارتند از: شبیه ­سازی و ایجاد شبکه­ های اطلاعاتی و مجازی. (عمادزاده؛شهبازی؛شبانی،1385)

اما اقتصاد دانش محور چیست؟ تعاریف مختلفی از اقتصاد دانش­ محور ارائه گردیده که در زیر به دو مورد شاخص آن که توسط دو سازمان اقتصادی مطرح ارائه شده، اشاره شده است:

بر اساس تعریف سازمان همکاری اقتصادی و توسعه(او.ای.سی.دی.[4]) اقتصاد دانش­ محور، اقتصاد مبتنی بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات است و به سرمایه‌گذاری در دانش و صنایع دانش ­محور توجه خاص می­شود. این تعریف حداقل به دو ویژگی اقتصاد نوین اشاره می­کند:

اول آنکه در اقتصاد دانش­محور، دانش از نظر کمی و کیفی با اهمیت‌تر از گذشته­ هاست، دوم آنکه کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی عامل محرکه اقتصاد جدید است.

سازمان همکاری اقتصادی آسیا ـ‌ اقیانوسیه (اپک[5]) تعریف او.ای.سی.دی. را گسترش می ­دهد و می­ گوید تولید و توزیع و کاربرد دانش عامل محرکه رشد اقتصادی است و تنها متکی به صنایع با فناوری بالا نیست بلکه هر صنعتی بنا به اقتضائات خود باید از دانش استفاده نماید. به عبارت دیگر در اقتصاد دانش ­محور، تولید، توزیع و کاربرد دانش در تمامی صنایع، عامل محرکه رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال است.

اقتصاد دانش­ محور، بازارهای اطلاعاتی هستند که فرآورده­ ها وخدمات دانش، درآن­ها برای فروش عرضه می‌گردند، در اقتصاد دانش­ محور شرکت­های کار و پیشه، مؤسسات دانشگاهی و بخش­های صنعتی فرصت همکاری برای اشتراک اطلاعات و دانش خود و  نیزتبدیل به انبوهی از ایده­ ها، فرصت­ها و راهکارهای که منجر به ایجاد ثروت اقتصادی و اجتماعی می­ شود را به دست می­ آورد. ویژگی­های اقتصاد دانش­ محور را می­ توان در موارد زیر خلاصه نمود:

·        افراد به جای دست­های خود از مغزشان کمک می­ گیرند؛

·        فناوری اطلاعات منجر به رقابت جهانی می­ شود؛

·        نوآوری مهمتر از تولید انبوه است (ماترسکا[6]،1384)؛

·        انتقال از کار یدی به غیر یدی؛

·        قطب بندی شدن مهارت : رشد شغل­های ساده از یک سو و کارهای مدیریتی و تخصصی؛

·        کاهش کارهای نیمه مهارتی؛

·        رشد کارهای موقتی در نتیجه گسترش بخش خدمات؛

·        تولید نه وزن می شود نه انبار می شود نه حمل. (عمادزاده؛ شهنازی؛ دهقان شبانی،1385)

 

عوامل موثر در استقرار اقتصاد دانش ­محور

علل وعوامل توجه روز افزون به مقوله اقتصاد دانش ­محور را می ­توان اینگونه برشمرد:

1        دگرگونی تولیدات صنعتی؛

2        تغییرسلایق مصرف کنندگان؛

3        لزوم افزایش کارایی؛

4        شدت یافتن رقابت جهانی و

5        جهانی شدن اقتصاد(جباری،1387)

اقتصاد دانش ­محور دارای زیر ساخت­ها و ویژگی­های خاص خود است، ویژگی­هایی که عامل اصلی شکل­ گیری و تحقق اقتصاد دانش ­محور هستند، عبارتند از:

1.       دانشی که مشتمل بر آموزش، تحقیق و توسعه[7]است؛

2.       فناوری اطلاعات و ارتباطات؛

3.       صنایع با فناوری برتر؛

4.       سرمایه­ های مخاطره پذیر

فرایندهای تولید دانش، توزیع دانش، انتقال دانش و کاربرد دانش چهار فرآیند اساسی در اقتصادهای مبتنی بر دانش هستند. حجم و چگونگی رابطه این فرآیندها در اقتصادهای مدرن از اقتصادهای سنتی متمایز است. در اقتصادهای سنتی حجم این فرآیندها اندک و رابطه بین آن­ها خطی است، به این مفهوم که ابتدا دانش تولید می‌شود،آنگاه توزیع شده و منتقل می­ گردد و در نهایت مورد استفاده قرار می­ گیرد. بین استفاده از دانش و تولید آن رابطه مستقیم وجود ندارد، بلکه یک رابطه غیرمستقیم یک طرفه بواسطه انتقال دانش شکل گرفته است که ضامن هیچگونه پویایی نیست.

در واقع یکی از کانال­های اساسی جریان دانش، جریان آن از فرایند استفاده به فرایند تولید است. دانشی که در این کانال جریان می­ یابد دانش چگونگی و در رابطه با مسائل فرایند استفاده می­ باشد. این جریان پویایی سیستم اقتصادی و متمایز کننده اقتصادهای سنتی از اقتصادهای مبتنی بر دانش است. (شاه آبادی؛امیری،1390،111)

 

پیش ­نیازهای لازم جهت استقرار اقتصاد دانش ­محور

    آموزش، تعلیم و تربیت یا سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی، سیاست‌های حمایتی دولت، فناوری اطلاعات و ارتباطات، وجود محیط مناسب اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قانونی برای سرمایه‌گذاری، تولید و تجارت از جمله پیش نیازهای لازم جهت استقرار اقتصاد دانش­ محور است.از دیگر ویژگی‌ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

·        وجود نیروی کار ماهر و آموزش دیده که بتواند به صورت مداوم ارتقا پیدا کند و مهارت­هایش را جهت خلق و استفاده از دانش تطبیق دهند. این نیروی کار برای خلق، کسب و انتشار اثربخش و به کارگیری دانش رایج که منجر به افزایش بهره­ وری کل عوامل و در نهایت افزایش رشد اقتصادی می ­شود، ضروری است؛

·        زیرساخت­های اطلاعاتی و ارتباطی در یک اقتصاد، به دسترسی و کارآیی رایانه­ ها، تلویزیون، رادیو، تلفن و شبکه‌هایی که آن­ها را به یکدیگر وصل می­ نمایند، مرتبط است؛

·        سیاستهای حمایتی دولت: ویژگی یک سیستم اقتصادی پویا این است که دارای یک دولت به دور از فساد، پاسخ­گو و موثر باشد و همچنین متشکل از یک نظام قانونی است که از حقوق مالکیت و مالکیت فکری حمایت می‌نماید. (عظیمی؛ برخورداری،1387)

به طوری کلی عوامل موثر در استقرار اقتصاد دانش­ محور را می­ توان در موارد زیر خلاصه کرد:

·        اینترنت عامل هم­ افزائی دانش جهانی است و در آینده ابزار مهم توسعه دانش­ محور خواهد بود که از طریق آموزش­های مستقیم و غیرمستقیم به کاربران در جهان توسعه خواهد یافت؛

·        دولت الکترونیکی و تجارت الکترونیکی وجوه غالب در افتصاد دانش ­محور است؛

·        بهبود همیشگی فناوری و خلاقیت باعث رشد اقتصادی و دانش است؛

·        فشارهای جهانی شدن اقتصاد دانش محور و فناوری­های جدید باعث افزایش رقابت و خلاقیت می‌شود؛

·        پیشرفت در فناوری­های اطلاعات و ارتباطات[8]؛

·        سرعت عمل در تولید دانش. (ویسی؛ نازک­تبار،1385)

 

عوامل کلیدی جهت توسعه اقتصاد دانش ­محور در کشورهای در حال توسعه

اقداماتی که لازم است در کشورهای در حال توسعه انجام گیرد تا سیستم اقتصادی آن­ها به اقتصاد دانش­ محور تبدیل گردد شامل موارد زیر است:

·        سرمایه­ گذاری برای ارتقاء مهارت نیروی انسانی؛

·        حمایت از ابداع و نوآوری؛

·        توسعه زیرساخت­ها جهت به کارگیری فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی؛

·        آشنایی بدنه کارشناسی دولت با اقتصاد دانش­ محور؛ (جباری،1387)

·        گسترش ظرفیت یادگیری به منظور ارتقای رقابت­های ملی و ترویج آن؛

·        فرآهم نمودن اطلاعات جهت خلق یک جامعه مثبت و اقتصادی؛

·        افزایش تعداد کتابخانه­ های عمومی و گسترش مجموعه منابع اطلاعاتی آن­ها و حمایت از آن­ها؛

·        جذب کاربران به کتابخانه­ ها؛

·        تقویت مراکز فرهنگی، آموزشی و به کارگیری فناوری­های نوین در آن­ها؛

·        افزایش سطح سواد اطلاعاتی و دیجیتالی افراد جامعه؛

·        رفع شکاف دیجیتالی در جامعه؛

 
کتابخانه عمومی و اقتصاد دانش­ محور

در دوران کنونی که عصر فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی است و اطلاعات و دانش به عنوان عوامل اصلی پیشرفت جوامع به حساب می ­آیند؛ کتابخانه­ ها از جمله کتابخانه­ های عمومی به عنوان یکی از مراکز آموزشی و پژوهشی می‌توانند از این فرصت استفاده نموده و خدمات خود را بهتر و بیشتر ارائه نمایند. از سوی دیگر، این مراکز جهت فعالیت موثرتر باید بر اساس تحولات جاری و نیازهای کاربران خود تغییر و پیشرفت نمایند. در جامعه­ دانش­ محور؛ دانش، افراد و شبکه­ های مجازی نقش اصلی توسعه و پبشرفت را دارا هستند و در اقتصاد دانش ­محور نیز ارتباط محکمی بین دانش، آموزش، فناوری اطلاعات و ارتباطات، رشد و توسعه اقتصادی منطقه­ ای وجود دارد. در حال حاضر، الگوهای جدید رشد اقتصادی از نیروی­ کار، زمین و سرمایه به عواملی همچون "سرمایه انسانی، دانش، نوآوری و کارآفرینی" تغییر یافته است. (پاپسکیو،2011) همزمان با تغییرات و دگرگونی­های حوزه­ های اقتصادی تغییر و تحولاتی همچون افزایش مهارت نیروهای کار، الگوهای کسب و کار، خدمات ارائه شده و .. اتفاق خواهد افتاد و جوامع مختلف نیز جهت هماهنگی و پیشرفت، خط‌ مشی­ های نوینی را در ارائه خدمات خود ایجاد می‌نمایند. هدف بسیاری از کتابخانه­ ها و مراکز اطلاع ­رسانی، پشتیبانی از انتقال دانش و توسعه اقتصادی است و بازار مد نظر مراکز اطلاع­ رسانی انتفاعی کاربران غیر اصلی کتابخانه­ ها، شرکت­ها، مشاوران و شرکت­های حقوقی هستند. بعضی از این مراکز ممکن است خدمات تحقیقی و تحویل مدرک نیز به کاربران اولیه خود ارائه دهند. (فانگ، 1382) مراکز اطلاع­ رسانی و کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه می ­توانند با ایجاد پایگاه­های اطلاع­ رسانی پیوسته که دارای اطلاعات کتاب­شناختی یا تمام متن هستند، زمینه جذب مشتریان اطلاعاتی و خدمات انتفاعی را فراهم سازند که این خود می­ تواند به عنوان یک توسعه اقتصادی مدنظر باشد. برخی از خدمات انتفاعی که کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه می ­توانند ارائه دهند عبارتند از: مطالعات جمعیت­ شناسی، گزارشات معتبر تجاری، فهرست مشاغل، گزارشات تحقیقی بازار، خدمات اطلاع ­رسانی، خدمات تحقیقی مشتری، جستجو برای نشانه­ های تجاری، ... . (کافمن،1382) کتابخانه­ ها و مراکز اطلاع رسانی کشورهای درحال توسعه با گسترش ارائه خدمات انتفاعی به مشتریان خود می­ توانند بستر جدیدی را در زمینه درآمد و خودکفایی ملی و گام بزرگی در راه توسعه ملی بردارند. 

 

چالش­های پیش ­روی کتابخانه ­های عمومی کشورهای در حال توسعه در اقتصاد دانش­ محور

کتابخانه­ های عمومی در کشورهای توسعه یافته یکی از مراکز مهم تحول و پیشرفت جامعه محسوب می­ گردند؛ به گونه­ ای که همزمان با پیشرفت­های هر عصری توسعه می­ یابند و در پیشرفت­های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... جامعه موثر هستند. (کلیتون[9]؛ هپورس[10]،2006) این درحالیست که کتابخانه­ های عمومی در کشورهای در حال توسعه به دلیل متعددی از جمله فقر فرهنگی و مادی افراد جامعه، عدم وجود رشد سیاسی و اقتصادی کشورها، عدم توجه دولت به این مراکز، ضعف مجموعه منابع آن­ها، عدم وجود افراد متخصص در کتابخانه­ ها و.. مورد اقبال افراد جامعه قرار نمی‌گیرند و نقش چندانی در پیشرفت­های جامعه ایفا نمی­ کنند. کتابخانه­ های عمومی در کشورهای در حال توسعه به شکل سنتی خود باقی مانده و با وجود پیشرفت‌های جهانی توسعه نیافته ­اند. منابع موجود در این کتابخانه­ ها منابع سنتی و چاپی بوده و میزان استفاده از فناوری­ های نوین اطلاعاتی و ارتباطی در آن­ها بسیار پایین است.

 چالش­هایی که کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه در استقرار اقتصاد دانش­ محور با آن روبرو هستند را می ­توان موارد زیر دانست:

*یکی از گام­های مهم جهت تحقق اقتصاد دانش ­محور فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی است. فناوری­های نوینی مانند وب می­ تواند به مردم یک جامعه کمک نماید تا بدون محدودیت­های زمانی و مکانی دانش و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک گذارند. بیشتر مراکز و سازمان­ها از جمله کتابخانه­ های عمومی باید قابلیت­های ارتباطی خود را از طریق کاربرد فناوری­های اطلاعاتی بهبود بخشند. کتابخانه­ های عمومی در کشورهای در حال توسعه باید امکانات خود را بهبود بخشیده و تمرکز خود را از روی کتاب­ها و مجلات چاپی به منابع اطلاعاتی با محمل­ های نوین مانند منابع الکترونیکی و دیجیتالی، شبکه­ های مجازی و ... ارتقا بخشند.

*اوگانسولا[11](2008) یکی از موانع عدم استقرار اقتصاد دانش­ محور در کشورهای در حال توسعه را نداشتن سواد دیجیتالی توسط مردم آن کشورها دانست که این به دلیل استفاده کم  از رایانه و وسایل نوین ارتباطی و نبود متخصصان کارآزموده در میان این کشورها است. به کارگیری رایانه و داشتن کتابدارانی که مهارت­های لازم را دارند می­تواند در بهبود این سواد در جامعه کمک نماید.

*وجود شکاف دیجیتالی در کشورهای در حال توسعه از دیگر موارد چالش برانگیز است. شکاف دیجیتالی  به تفاوت دسترسی موثر به فناوری اطلاعات و ارتباطات در بین دو یا چند جامعه و بخش­های مختلف یک جامعه گفته می­ شود.  امروز دیگر مقاومت در برابر توسعه دیجیتالی ممکن نیست و در این حرکت رو به جلو تنها جوامعی می­ توانند استقلال خود راحفظ نمایند که حضوری قدرتمند داشته باشند. شکاف دیجیتالی باید با در اختیار گذاشتن وسایل ارتباطی نوین در شهرها و روستاهای مختلف یک جامعه از میان برداشته شود.

 

ارائه راهکارهایی جهت ارتقای کتابخانه­ های عمومی جهت استقرار اقتصاد دانش ­محور

*کتابخانه­ های عمومی باید در ابتدا مهارت­های کتابداران و کارمندان خود را افزایش داده تا جوابگوی نیازهای کاربران گسترده و متنوع خود و رفع نیازهای اطلاعاتی آن­ها باشند. مارتیز[12] در پژوهش خود سه مهارتی که کتابداران باید داشته باشند را اینگونه معرفی می­ نماید: 1) مهارت­های فناوری 2) مهارت­های زبانی و 3) مهارت­های اطلاعاتی. به این مفهوم که کتابداران باید فناوری­های نوین اطلاعاتی و ارتباطی همچون رایانه، اینترنت، اینترانت و شبکه­ های مجازی را بشناسند تا هم جوابگوی نیازهای اطلاعاتی کاربران خود باشند و همچنین مهارت­ها و سواد دیجیتالی کاربران کتابخانه­ های عمومی را با آموزش جستجوی اطلاعات در پایگاه­ های اطلاعاتی، وب و ... افزایش دهند. از لحاظ مهارت­های زبانی در حد مطلوبی بوده و دارای سواد اطلاعاتی باشند تا بتواند نیازهای متنوعی را که از سوی کاربران گسترده­ ارائه می­ شوند را پاسخگو باشند.

*در اقتصاد دانش­ محور همواره مشاغل جدیدی ایجاد می ­شوند و در نتیجه نیروهای کار نیاز دارند تا پیوسته دانش و مهارت­های کاری نوینی را بیاموزند. کتابخانه عمومی به عنوان یک مرکز آموزش مداوم می‌تواند با فراهم ساختن اطلاعات و امکانات مورد نیاز افراد، اقشار مختلف جامعه را جذب کتابخانه نماید و همچنین به کارگرانی که مهارت­های پایینی دارند کمک کند تا مهارت­های لازم را جهت ورود به محیط کار بیاموزند.

*نیروی انسانی مناسب در اقتصاد دانش ­محور، فردی است که بر اساس نیازهای بازار آموزش دیده باشد. کتایخانه­ های عمومی به عنوان یک مرکز اطلاعات می ­توانند در یادگیری و آموزش آن­ها بر اساس نیازهای نوین جامعه موثر باشند.

*کتابخانه­ های عمومی در حقیقت، دانش ضمنی یا پنهان فرد را با در اختیار قرار دادن اطلاعات و آموزش سواد اطلاعاتی کاربران افزایش داده و او را فردی موثر در حوزه­ های مختلف از جمله اقتصاد جامعه خواهد نمود. دانش ضمنی[13] ارزش ییشتری نسبت به دانش آشکار[14] دارد به این دلیل که: 1) دانش ضمنی 75 تا 95 درصد دانش سازمانی را تشکیل می­ دهد 2) بالاترین شکل دانش، دانش ضمنی است 3) توجه به دانش ضمنی در تسهیل و مراحل ابتدایی نوآوری مهم و اساسی است. (بانک توسعه آسیایی>[15]،2007) افزون بر این، دانش پنهان مهمترین پایه  برای خلق دانش جدید است.

*ریچارد فلوریدا[16]رابطه­ مثبتی را بین وجود افراد خلاق، محیط پویا و رشد اقتصادی شهرها قائل است. از طرفی کتابخانه­ های عمومی می­ توانند نقش موثری را در افزایش خلاقیت و نوآوری افراد ایفا نمایند. این مراکز، یادگیری مادام‌ العمر را از طریق ابزارهای سنتی و نوین فراهم می ­سازند و با جذب افراد از دوران کودکی، قدرت تخیل و خلاقیت آن­ها را پرورش داده و با آموزش مداوم در طول زندگی به خلق نوآوری توسط آن­ها کمک می­ کنند.

*در اقتصاد دانش­ محور ارتباط محکم و تنگاتنگی بین دانش، آموزش، اطلاعات و فناوری­های ارتباطی، رشد اقتصادی و توسعه منطقه­ ای وجود دارد. کتابخانه­ عمومی به دلیل اینکه با عموم مردم یک جامعه از یک خردسال و خانم خانه‌دار تا یک فرد کهنسال و استاد دانشگاه در تماس است می­ تواند نقش مهمی را در توسعه آموزش و گسترش نورآوری­ها ایفا کند.

*پژوهش صورت گرفته توسط لیو[17](2004) نشان داد که کتابخانه ­ها از جمله کتابخانه­ های عمومی می‌توانند نقش مهمی در افزایش بهره­ وری اقتصاد از طریق برنامه­ های آموزشی خود داشته باشند. در یک جامعه دانش ­محور هر فردی باید پیوسته در حال یادگیری باشد؛ زیرا تغییر در اقتصاد همزمان با تغییر در آموزش و پرورش نیست. یکی از وظایف کتابخانه­ های عمومی نیز آموزش مداوم کاربران خود است.

*پیشرفت همزمان کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه و ایران همزمان با پیشرفت­های جهانی با کاربرد فناوری­های نوین اطلاعاتی و ارتباطی.

*تجهیز کتابخانه­ های عمومی به رایانه ­ها و دسترسی کاربران به اینترنت و دیگر فناوری­های مدرن در جهت بالا بردن سواد دیجیتالی آن­ها.

*کاربرد تجارت الکترونیکی در کتابخانه­ های عمومی و استفاده از آن در جهت توسعه خدمات و جذب بیشتر کاربران.

 
نتیجه­ گیری

امروزه با توجه به تحولاتی که دردنیای کسب و کار ایجاد شده است، ارائه محصولات و خدمات با کیفیت مناسب و اقتصادی بدون مدیریت و استفاده صحیح از منبع ارزشمند و استراتژیک دانش، امری سخت و در برخی موارد  غیرممکن است. (رومهاردت[18]،1998) دراین نگرش، دانش به عنوان یک منبع ارزشمند در کنار منابعی که پیش از این دراقتصاد مورد توجه قرارداشت (زمین،کاروسرمایه)به عنوان یک دارایی پرمایه مطرح است. چنین سازمان‌هایی دیگر صنعت محورنیستند بلکه دانش­ محور بوده و در آن پژوهشگران به کارمشغول هستند .اقتصاد دانش­ محور به نوعی اقتصاد اشاره دارد که برای تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات به فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیارمتکی است. پیشرفت روز افزون فناوری اطلاعات و ارتباطات و به خصوص رشد چشمگیر اینترنت و کاهش مستمر قیمت تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات به افزایش تعداد کاربران منجر شده است .درعین حال، برای تحقق رشد اقتصاد دانش ­محور، پیش نیازهایی لازم است. نخستین پیش­ نیاز، آموزش عمومی و کاربردی از جمله یادگیری مادام العمر، آموزش متخصصان وتدوین برنامه­ های آموزشی متناسب با عصر حاضر است. علاوه براین، برای ایجاد نوآوری و کارآفرینی نیزباید محیطی مناسب ایجاد گردد. برای تسریع در دانشی شدن اقتصاد یا تداوم اقتصاد دانش‌ محور، نقش مراکز اطلاعات همچون کتابخانه­ های عمومی در فراهم­­­­­­­­ آوری، مدیریت و اشاعه دانش (ایده ­ها) و آموزش مداوم کاربران، پرورش مهارت­ها و قابلیت­ها و تقویت قدرت تخیل و در نتیجه شکوفایی نوآوری­ها و کارآفرینی بسیار مهم است. بر این اساس، توجه روز افزون به کتابخانه­ های عمومی در کشورهای پیشرفته به عنوان یک نهاد فرهنگی و آموزشی، تقویت منابع اطلاعاتی آن­ها بر اساس نیازهای روز کاربران،انعطا­ف­ پذیری ساختار سازمانی آن‌ ها جهت توسعه فناوری­های نوین، افزایش هر چه بیشتر فناوری­های نوین اطلاعاتی و ارتباطی جهت آموزش و آشنایی کاربران با آن­ها، آموزش و پرورش کارکنانی متخصص و حرفه­ ای که دارای سواد اطلاعاتی و دیجیتالی بالا باشند و  پرورش سواد اطلاعاتی کاربران ضروری به نظر می رسد. کتابخانه­ های عمومی کشورهای در حال توسعه پیش­ نیازهای لازم جهت یک جامعه اطلاعاتی و استقرار اقتصاد مبتنی بر دانش را در اختیار ندارند. (شاه­آبادی،1390) همانگونه که صفوی و سیامک (1391) در پژوهش خود به آن اشاره کرده اند بیشتر پژوهشگران برای رفع نیازهای اطلاعاتی خود به سراغ کتابخانه­ های دانشگاهی و تخصصی می­ روند که می­ توان دلیل این امر را عدم استفاده کتابخانه­ های عمومی ایران از پایگاه­ های اطلاعاتی، منابع اطلاعاتی نوین و تکیه بر منابع سنتی دانست. بیشتر کتابخانه­ های عمومی مدیرانی غیرمتخصص و بدون تحصیلات کتابداری داشته که از سطح سواد اطلاعاتی بالایی برخوردار نبوده و در نتیجه قادر نیستند که سواد اطلاعاتی کاربران خود را که از مولفه­ های مهم یک جامعه اطلاعاتی و در نتیجه استقرار اقتصاد دانش ­محور است افزایش دهند. نوآوری و کارآفرینی یکی از مولفه­ های مهم اقتصاد دانش ­محور است که با آموزش مداوم و مستمر توسط نهادهایی مانند کتابخانه­ های عمومی امکان­ پذیر است. بنابراین کتابخانه­ های عمومی باید به فکر راهکارهایی جهت جذب نوسوادان، خردسالان و نوجوانان به کتابخانه­ ها باشند.

در پایان توصیه می ­گردد که کتابخانه ­های عمومی جهت کمک به استقرار اقتصاد دانش ­محور در جامعه، زیرساخت‌های لازم جهت تجهیز کتابخانه­ ها به فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی را افزایش داده و از آن­ها استفاده بیشتری در کتابخانه­ ها به عمل آید. محمل­های اطلاعاتی نوین در کنار منابع چاپی گنجانده شود و پایگاه­های اطلاعاتی جهت جذب پژوهشگران به کتابخانه ایجاد گردد. کارمندان و مدیران متخصص با تحصیلات کتابداری که آموزش­های لازم را فراگرفته و دارای سواد دیجیتالی و اطلاعاتی کافی هستند به کارگمارده شوند و به آموزش مستمر و مداوم کاربران و افزایش مهارت­های لازم جهت ورود به بازار کار و ارتقای کارآیی آن­ها در بازار کار توجه شود. با تهیه امکانات لازم، خردسالان و کودکان به کتابخانه­­ ها جذب و در نتیجه  قدرت تخیل آن­ها افزایش پیدا کند. وسایل ارتباطی نوین جهت تسهیل دسترسی کاربران به کتابخانه و جذب هر چه بیشتر آن­ها از قبیل تجارت الکترونیکی، ایمیل، طراحی وب ­سایت، و ... مورد استفاده قرار گیرند. در کل همانگونه که ستورجز[19](2010) در پژوهش خود بیان می­ کند کتابداران نباید صبر کنند تا این فرصت­ها پیش آید بلکه باید خود به دنبال دگرگونی و تحول­های نوین باشند.

 

جباری، محمد(1387). اقتصاد دانش محور. فصلنامه راهبرد، شماره 46:216-218.

دانایی فرد، حسن(1383). "اقتصاد دانش محور و حفظ تمامیت نهادی دانشگاه". فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، 33. بازیابی شده در: (خرداد،91)http://www.urmia.ac.ir/moavenatepajooheshi/ertebatbasanaat/Lists/List6/Attachments/34/235_Eghtesade%20danesh%20mehvar.pdf

شاه آبادی، ابوالفضل؛ امیری، بهزاد (1390). "تاثیر اقتصاد دانش محور بر بهره وری نیروی کار کشورهای در حال توسعه". نامه، 84. بازیابی شده در: (خرداد1391)  http://www.ensani.ir/storage/Files/20120426103316-2180-45.pdf

صفوی، زینب؛ محبوب، سیامک (1391). "بررسی سواد اطلاعاتی کتابداران کتابخانه­ های عمومی شهر تهران". فصلنامه کتابداری و اطلاع­ رسانی،58: 225-242.

عظیمی، ناصرعلی؛ برخورداری، سجاد (1387). "اقتصاد دانش­ محور در کشورهای جنوب شرقی آسیا. رهیافت، 43:33-34.

عمادزاده، مصطفی؛ شهنازی، روح اله؛ دهقان شبانی، زهرا (1385). "بررسی میزان تحقق اقتصاد دانش­ محوردرایران". فصلنامه پژوهشهای اقتصادی،6(2)21-20:.

کافمن، استیو (1382). "ملاحظه­ ویژه برای خدمات انتفاعی در کتابخانه­ های عمومی". ترجمه حسن اشرفی ریزی. در: تحویل اطلاعات در قرن بیست و یکم: خلاصه مذاکرات چهارمین کنفرانس بین المللی اطلاع­ رسانی انتفاعی در کتابخانه­ ها(چهارمین: 1376، کالیفرنیا). تهران: کتابدار.

کورزویل، ریموند (1379). "عصر دانش". ترجمه دکتر اسدالله آزاد. فصلنامه پیام کتابخانه، 10(2و3): 75-77.

ماترسکا، کاتارزینا (1384). "کتابداران درعصر دانش". ترجمه­ محمدرضاسلیمانی. علوم اطلاع رسانی، 20(3و4):93-91.

نوروزی، یعقوب؛ کمالی، کاظم(1386). "نقش کتابخانه­ ها در جامعه دانش‌محور". پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات،52، 110-111.

ویسی، رضا؛ نازک ­تبار، حسین(1385). "تحلیلی بر جایگاه اقتصاد دانش محور در آموزش عالی و اشتغال: چالش­ها و فرصت­ها و چشم‌اندازها". ارائه شده در کنگره ملی علوم انسانی(تهران).

 
 

Asian bank Development (2007). "Moving Toward Knowledge-Based Economies: Asian Experiences". (September)Retrieved of http://www2.adb.org/documents/reports/technical-notes/knowledge-based-economies/knowledge-based-economies.pdf

Clayton, Naomi; Hepworth, Mark (2006). "Public Libraries in the Knowledge Economy". Report produced by The Local Futures Group for the Museums, Libraries And Archives.

Hayes, Helen (2004). "The role of libraries in the knowledge economy". Serials, 17(3).retrieved of http://uksg.metapress.com/index/KFP952VTKDYXA019.pdf

Martinez, A. (2006). "Knowledge citizens: a competence profile". In Carrillo, F.J., ed., Knowledge cities: approaches, experiments, and perspectives, New York: Elsevier Butterworth Heinemann.

Ogunsola, L. A.(2008). "Developing Countries and the Need For Knowledge-Based Economy: The Problems And Challenges Ahead". Ozean Journal of Social Sciences, 1(1), retrieved of http://ozelacademy.com/OJSS_v1n1_1.pdf

Popescu, Ruxandra-Irina; Corbos, Răzvan-Andrei (2011). "The Role of Libraries in the Improvement of Urban Competitiveness. The Contribution of the "Carol I" Central University Library to the Development of Bucharest". Administratie si management public, 17, 82-86.

Sturges, Paul(2010). "The public library in a knowledge-based economy". SUNScholar, Retrieved of http://scholar.sun.ac.za/handle/10019.1/372.